شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

514

نفثة المصدور ( فارسى )

قندس - 20 / 1 و قندز : سگ آبى ، بيدستر ، كه از پوست آن لباس و پوستين و كلاه سازند . از « برهان م و ح » و « غياث اللّغات » و « محيط المحيط » . رك : « شفاء الغليل » ص 219 . قنيصه - 61 / 7 قنيصة : شكار . « مقدّمة الأدب » ، صيد . « محيط المحيط » . قوانين - 80 / 7 جمع قانون : اصل « 1 » . « المصباح المنير » ، طريق و مقياس هر چيز . « لسان - العرب » . و در اينجا مراد دفتر قانون است و آن ظاهرا دفترى بوده است كه جمع ماليّات نقدى و جنسى سه سالهء هر موضع را در آن ثبت مىكرده‌اند . از « بحر الجواهر در علم سياق « 2 » » ص 88 و « قاعده در بيان خلاصهء الفاظى چند كه نزد اهل تحرير مصطلح است « 3 » » ، رك : « رسالهء فلكيّه در علم سياقت » ص 172 .

--> ( 1 ) - كلمهء « قانون » از يونانى كانون ( : كانن Kanon ) مأخوذ است كه در اصل بمعنى يك چوب راست ، يك ميلهء راست ، يك خطكش ؛ و سپس بمعنى قاعده و سرمشق و مبناى روش صحيح و راست به كار رفته است . از Walter . W . Skeat : Etymological Dictionary of the English Language , OXFORD 1958 . در « كليات أبى البقاء » ص 293 س 11 و « شفاء الغليل » ص 208 نيز بمعنى لغوى « قانون » ( : خطكش ) اشارتى رفته است . ( 2 ) - در اصل شمارهء صفحه ندارد . ( 3 ) - رك : ص 358 حاشيهء شمارهء 2 .